★★★این جا همه چی درهمه★★★ جک_داستان_جملات زیبا_طنز_... نويسندگان چهار شنبه 21 فروردين 1392برچسب:, :: 11:57 :: نويسنده : عقل کل
· تركه زن ميگيره، شب اول تو حجله تا ميان مشغول شن يهو عروس سكته ميكنه ميميره! تركه خيلي ناراحت ميشه، ميگه:بابا اينكه نشد، اينهمه خرج كرديم و حالا يك دور هم نكنيم خيلي ستمه! ميكنيم، خلاصه مشغول ميشه، همچين كه نوك كار فرو ميره يهو زنه شكه ميشه و بلند ميشه ميشينه. تركه ميزنه تو سرش شروع ميكنه بلند بلند گريه كردن! عروسه ميگه: بابا من زنده شدم، بايد خوشحال باشي، چرا گريه ميكني؟ تركه وسط همون گريه زاريش، ميگه: بابام! عروسه ميگه: بابات چي؟ تركه ميگه: اگه ميدونستم نميگذاشتم بميره نظرات شما عزیزان: |
|||
![]() |